1. شیرینی ظاهر شود

    پس هر که در تلخی خندان باشد ، سبب آن باشد که نظر او بر شیرینی عاقبت است . پس معنی صبر افتادن نظر است بر آخر کار و معنی بی صبری نارسیدن نظر است به آخر کار.

    مقالات شمس تبریزی

  2. مستانه

    فرهاد رفته باشد گویا به خواب شیرین

    تا صد پیاله نوشد مست و خراب شیرین

    شیرین به عشوه گوید کم زن پیاله جانا

    حاشا که ترک گوید مست شراب شیرین

    و.یگانه

  3. شبانه

    خواب ما را دلبری بربود و رفت

    زلف و خالی دلربا بنمود و رفت

    گفتمش کین عشوه ها از بهر چیست

    گوشه چشمی کرد و ره بگشود و رفت

    و.یگانه

  4. پنجره

    یک مترسک خندید

    به گمانم جان داشت

    و کمی می ترسید

    و.یگانه

  5. شکسته کسمه

    شکسته کسمه پری روی سروبالایی

    گذشت و گوشه چشمی به عاشقان ننمود

    و.یگانه

    کسمه : موی چند باشدکه زنان از سر زلف ببرند و پیچ و خم داده بر رخسار گذارند

  6. سایه عنقا

    دلبرا دیدم جمالت مرغ دل بی تاب شد

    پر کشید از این قفس تا عالم احباب شد

    و.یگانه

  7. تو خود حجاب خودی

    مستم و مستی همه نامم ربود

    من چو حجابی تو بگو من که بود

    و.یگانه

  8. گوشه چشمی بنما

    شب تاریک و نور تو کجا ترسم ز گمراهی

    که چون روز است شام ما دمی گر سوی ما آیی

    نخواهم حور و رضوانش که در جنت نمی یابی

    شراب از دست مهرویی نوا از نای طنازی

    و.یگانه

  9. نه مجنونم تو لیلایی

    شنیدم دلبری گفتا رها کن گیسوی لیلی

    بگفتم رو به لیلی گو رها کردم رهایم کن

    و.یگانه

  10. خدایا مپسند

    در فـردوس نـخـواهم صـنـما آن ره مـیـخـانـه کـجـاست

    آن سرایی که درو مست شوم بی می و پیمانه کجاست

    و.یگانه

  11. هنوز

    دل ز تن بردی و در جانی هنوز

    دردها دادی و درمانی هنوز

    دلبرا جانم برفت از کف ز هجر

    نیست غم چون جان و جانانی هنوز

    و.یگانه

    با اجازه حکیم امیرخسرو بلخی دهلوی

  12. آه باران

    چه بگویم که ندانم به از او نغمه گری

    من از او سرخوش و مستم رود او با دگری

    و.یگانه

  13. ♫ Listening 2 ♫
آلبوم آه باران
خواننده : محمدرضا شجریان
تنظیم : مزدا انصاری
تار : فرهنگ شریف
پیانو : فخری ملک پور

    ♫ Listening 2 ♫

    آلبوم آه باران

    خواننده : محمدرضا شجریان

    تنظیم : مزدا انصاری

    تار : فرهنگ شریف

    پیانو : فخری ملک پور

  14. غم دل چون بسرایم که حزین آوازی است

    تقدیم به سارای عزیز

    تا همیشه استوار و سربلند

    جاودانه پرنشاط و شادمان ، بمان

    در نوای بلبلان

    ندای آن همیشه جاودانه را بخوان

    این بهار اگرچه رنگ و بوی غم گرفته

    لیکن آسمان دل بزرگ و آبی است

    رودها به سوی بحر بی کرانه می رود

    خود روانه باش و پر طنین

    نغمه ای ز مرغ خوش نوا رسید ، گفت :

    ناله ام ز سرخوشی نبود

    در غم فراق عاشقان و در وداع او صدای ناله شد بلند

    چون ننالد ؟ آه ، یار نازنین ز دست رفت

    شمع خانه ای یگانه نور محفلی ز دست رفت

    لیک اشک و آه و ناله را چه سود

    نغمه ای به یاد او بخوان که بی کرانه بود

    سرخوش از صدای تو عظیم و آسمانه بود

    استوار و با شکوه از او که پاک بود و بی کران بخوان

    تا همیشه پرنشاط و شادمانه در کنارمان بمان

    هفتم اردي بهشت 1388 خورشیدی

    و.يگانه

  15. سخن سیم باشد سکوت از زر است
    یکتا